خرید بک لینک
نمی تونستم دیروز برم سر کار. حتی نمی تونستم برم باشگاه. اما رفتم سر کار. دیر رسیدم اما رسیدم. رفتم باشگاه. قرار شد بجای آخر هفته، قبل از کار و سه روز در هفته برم اونجا. باشگاه. می دونم سرویس میشم اما دیروز دیدم که چقدر بهتره حالم. گرچه امروزم در صلح و آرامش گذشت. سعی کردم اشپزی کنم برای خودم. دیشب لازانیا درست کردم. یه بار قدیما درست کردم و خرابکاری شد. اما اینبار خوب شد. از اصفهان که درس رو نیمه کاره رها کردم برگشتم تهران، تا الان نمی دونم چی خوبه چی بد. از طرفی از دادن کنکور دکترا زیاد رغبت ندارم، قیمتش هم دوبرابر پارساله و 610 هزار تومن شده. هیچی هم که نخوندم. علاقه ای هم به خوندن ندارم. علاقه ای به تحصیل آکادمیک در ایران ندارم. می دونم گیر یه مشت استاد عقده ای دوباره می افتم. از طرفی اگر بخوام برم کجا باید برم؟ کدوم کشور؟ ریسکه. می دونم هرجایی بهتر از اینجاست ولی واقعا گیجممن صفرم. صفر صفر...

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 23:59

از آنجایی که خدا و طبیعت او سالهاست من را به حال خود گذاشته، هیچ کاری را به جز نشان دادن سپاسگزاری ام با فعالیت های مفید ، بلد نیستم.
آرزو می کنم تا زمانی که عمری به من عطا شده، خودم را شایسته ی ثروتی نشان دهم که به من داده شده و روز و شب را به فکر و کار اختصاص دهم.

1826-گوته در 77 سالگی

برچسب: نویسنده: نگار میرزاده تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 23:59

صفحه بندی